آنگونه که من بودم ​​​​​​​

مقالات وبلاگی مرتبط

مقالات دکتر غلام زاده

کتاب‌های مرتبط

مقالات وبلاگی مرتبط

آنگونه که من بودم 
(خاطرات مدیریت درحوزه منابع انسانی) 
تالیف:   داوود برگ ریزان 
________
در واپسین روزهای اسفند ماه هر سال، فضایی خاص و پر نشاط در شرکت ایران خودرو حاکم میشود. همه واحدها در تلاشند تا با به پایان بردن اهداف تعریف 
شده ، با خیالی آسوده به استقبال تعطیلات نوروزی بروند و البته پرداخت پاداشهای نقدی و غیر نقدی نیز خود دلیلی میشود بر شادابتر شدن چهره کارکنان. به گمان من در این ایام حتی 
در و دیوار شرکت نیز روشنتر از روزهای عادی بنظر میرسد.
عموما مدیران ارشد شرکت، جهت اطمینان از دستیابی به اهداف تولید، پرداخت پاداشها را به آخرین روز کاری موکول میکنند.
آن سال من در سمت مدیر امور اداری و
منابع انسانی معاونت تندر(L90) مشغول بکار بودم.همکاران من بنا بر رویه معمول
وظیفه داشتند با مراجعه به واحد حقوق و مزایا، پاکتهای حاوی پاداش کارکنان را تحویل گرفته و جهت توزیع آماده کنند.به دلیل تعدد واحدها و پراکنده بودن آنها در جغرافیای شرکت، پاکتهای  پاداش در جعبه یا باکس های متعدد قرار می گرفت و جهت تحویل به هر یک از واحدها مثل تولید، انبار و...ارسال میشد.
بغیر از پاداش واحدهای ستادی که همکاران من مسئول توزیع آن بودند، بقیه باکس ها به واحدها ارسال شده بود. 
با توجه به تعداد کمتر کارکنان ستاد نسبت به واحدهای تولید و پشتیبانی،کار
توزیع پاداشها در بخش ستاد بسرعت پایان یافت و بامراجعه یکنفر از  کارشناسان، متوجه شدیم که پاکت پاداش او مفقود شده است. در کنار حجم کارهایی که میباید برای تعطیلات هماهنگ میشد، این اصلا خبر خوبی نبود.
همکارانم پاکتهای پاداش را از واحد حسابداری و بر اساس رسید، دریافت کرده بودند و بهانه ایی برای آنکه واحد حسابداری را مقصر بدانیم وجود نداشت.
ابتدا با همه واحدهایی که در حال توزیع پاداش در بخشهای گوناگون معاونت تندر
بودند تماس گرفته شد و آنها اعلام کردند پاکت اضافه ایی در باکس خود ندارند. قابل پیش بینی بود که واحد حقوق و مزایا نیز اظهار بی اطلاعی کند.
همه این تماسها مستلزم صرف وقت بود و معناى آن عصبی شدن آن همکار مان که بلاتکلیف در سازمان معطل مانده بود.
یادآوری کنم که در آخرین روز کار، اکثر کارکنان بعد از دریافت پاداش، با اخذ مرخصی ساعتی، شرکت را ترک کرده و
میروند برای پیوستن به خانواده هایشان.
طبیعتا منهم آشفته شده بودم.علاوه بر وظایف معمول، اینکه بدلیل بروز  اشکال در سازمان تحت مسئولیت من، یکنفر بدین شکل و در این زمان خاص که وقت لبخند و شادیست، چنین آزرده خاطر باشد، اذیتم میکرد. 
در این اثنا یکی از کارکنان دفترم که مرا آشفته میدید بمن گفت :
آقای برگ ریزان بهش بگیم بره بعد ازعید
که اومد کارش رو پیگیری میکنیم!!!!
با تعجب به او نگاه کردم و گفتم ما دچار خطا شده ایم چطور او را حواله بدهیم 
به بعد از عید؟
به کارشناس مذکور اطمینان دادم پاکت 
عیدیش را تحویل خواهد گرفت.
تنها راه، تماس با رئیس واحد حقوق و مزایا بود.او فردی با انرژی و همراه بود.
قصه را برایش گفتم و خواهش کردم از 
روی لیست مادر، یک پاکت دیگر برای آن
کارشناس تهیه کند و مبلغ آنرا بعنوان بدهی من منظور کند تا بعد از تعطیلات نوروز به آن رسیدگی کنیم. ایشان با لطف و روی باز پیشنهاد مرا پذیرفت و خواست تا نفری را برای گرفتن پاکت جدید بفرستم، البته همراه با یک رسید به امضای من.
در حال فرستادن راننده قسمت، به واحد حسابداری بودم که همزمان با پایان توزیع پاداشها، خبر رسید که یک پاکت اشتباها در باکس دیگری جاگذاری شده و اینک پیدا شده است.
بعد از اعلام مشخصات پاکت مذکور، دریافتیم که خوشبختانه این همان پاکت مفقود شده است.
از همکارمان عذرخواهی کردم و او با لبخندی که البته عصبیت نیز از آن موج 
میزد رفت به استقبال نوروز.

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش